أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

106

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خوش آيد امير المؤمنين على عليه السّلام گفته است كه : هر كه نعلين زرد پوشد اندوهش برود لقوله تعالى : « صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ » . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 70 ] قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ ( 70 ) چون لون و رنگ گاو معلوم شد گفتند : يا رسول اللّه درخواه از خداى تا باز نمايد كه اين گاو چيست و چگونه مىبايد كه بر ما مشتبه است و ما اگر خداى خواهد راه يافته و موفّق كرديم در اين امر كه ما را فرموده‌اند . « 1 » جواب داد كه ميگويد كه : اين گاويست نه گاو شكسته « 2 » كه زمين شوراند و نه آب دهد كشت را از بهر آنكه جائى كه آب نباشد بگاوش « 3 » آب دهند كه از جوى بر كشند و در كشت ريزند ؛ سلامت يافته است از همهء عيبها هيچ رنگى نيست درو كه خلاف رنگ همهء تن او باشد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 71 ] قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ ( 71 ) چون اين جمله بشنيدند گفتند كه : اكنون حقّ آوردى و جملهء صفات روشن گردانيدى چنان كه اشتباه زائل گشت و اين دليل است كه ايشان مأمور بودند بكشتن گاوى موصوف بدين صفات كه اگر مراد يكى بودى از جمله بايستى كه پس اوّل گفتندى كه : الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ ، پس آنگاه آن گاو را طلب كردند و بيافتند و ببهاء گران بخريدند و بكشتند و نزديك بود كه نكنند « 4 » از گرانى بها . « 5 » [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 72 ] وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ ( 72 )

--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى : « كردند » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « شكسته يعنى رام شده » . ( 3 ) - در ساير نسخ و در تفسير ابو الفتوح : « بگاو و شتر » . ( 4 ) - در نسخهء : « نخرند » . ( 5 ) - در چند نسخه : « از گرانى بهاء آن » .